فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | بحثی در مورد تکرار پایه[۱۱] – پایان نامه های کارشناسی ارشد |
![]() |
چون اگر فرد از طبقه محروم مادی – فرهنگی در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند اطلاعات کافی و خوب نسبت به تحصیل و ادامه آن به دست آورد، از طرفی به حکم و به لطف این اطلاعات، ارزشیابی صحیح و درستی و یا بهتر از آنچه که وراثت فرهنگی به او داده نسبت به عواقب و نتایج تحصیل پیدا میکند و از طرف دیگر این اطلاعات کافی میتواند در تصمیم گیری او مفید واقع شود و در نتیجه مسیر زندگی خود و خانوادهاش را تغییر بدهد. این امر تحرک اجتماعی را به همراه میآورد بودون معتقد است که مدارس مختلفی با کیفیات و در نتیجه نتایج مختلف وجود دارد و انتخاب یک مدرسه خوب توسط یک فرد از طبقه پایین ولی در موقعیتی بهتر نسبت به طبقه مربوط او تحرک اجتماعی را به یاد میآورد. پس در این دیدگاه مدرسه به این ترتیب عامل شکست محسوب می شود که با توجه به عرضه مدارس مختلف (موفق و نا موفق) انتخاب فرد، نتایج یکسانی را به بار نمیآورد. به این ترتیب، شکست تحصیلی اول به وراثت فرهنگی و دوم به شناخت و ارزشیابی درست برای ادامه و یا قطع تحصیلی بستگی دارد که این عامل در ارتباط با موقعیت اجتماعی مشخص میشود.(منادی، ۱۳۷۲، ۶۴ الی ۶۰).
بحثی در مورد تکرار پایه[۱۱]
این مسأله زمانی شکل گرفت که مدارس پایهبندی شد و مجموعهای از دانشآموزان که در سطح یکسانی قرار داشتند در یک کلاس یا طبقه تحصیلی قرار گرفتند. به عقیده برخی صاحب نظران، این واقعه در قرن نوزدهم رخ داد. تکرار پایه به عنوان شیوهای برای مقابله با ضعف عملکرد تحصیلی دانشآموزان طرح و در نظام آموزشی به کار گرفته شد.
جریانهای فکری خاصی از این شیوه حمایت کردند. طرفداران برتری آموزش[۱۲] یکی این جریانها هستند که معتقدند «در زمانی که آینده ملتی در خطر باشد، کنار نهادن کسانی که در یادگیری میلنگند موجب می شود تا فضای پیشرفت مناسبی برای افراد برتر فراهم آید»(Smith,Shepard,1989 ).
این گروه در تدریس سند آموزش آمریکا، تحت عنوان ملتی در خطر[۱۳] دخالت داشتهاند و در این سند از تکرار پایه حمایت کردهاند. جریان دیگر، طرفداران نهضت برگشت پایه هستند که با تکرار پایه موافقاند و ارتقای تحصیلی به شیوه خود به خود را رد مینمایند.(میلر، ترجمه مهرمحمدی، ۱۳۷۹).
طرفداران شیوه تکرار پایه میگویند: نظام برنامه درسی نظامی است که به صورت رشد یابنده و صعودی تنظیم شده است و مراحل پیوسته و گامهای متوالی به دنبال دارد. برنامه درسی از هر سطح دارای انتظارات و میزانهایی است که باید توسط دانشآموزان محقق شود. این همان اصل توالی در برنامه درسی است. حال اگر فرد خاصی نتوانسته است به حداقلهای ضروری دست یابد میبایست فرصتی دوباره به او داده شود تا در این فرصت به انتظارات آموزشی مورد نظر دست یابد. بیان دقیقتر این استدلال آن است که تکرار پایه و دادن فرصت مجدد برای یادگیری موجب بهبود رشد و پیشرفت فرد در سالهای بعد میشود. ادعای دیگر این است که، شیوه تکرار پایه در ذات و درون برنامه درسی است که میتوان این گونه مستدل کرد که معلمانی که در درون این گونه نظامها رشد یافته و تجربه کسب کردهاند با تکرار پایه موافقاند. آن ها تکرار پایه را یک سیاست صحیح مدرسهای و یک ابزار مؤثر برای جلوگیری از افت میدانند. اعتقاد به تکرار پایه چنان عمیق است که هاوس[۱۴] آن را یک موضوع ایدئولوژیک تلقی میکند تا یک عقیده تربیتی (Sonou, 2001) منظور از ایدئولوژی اعتقادات دینی نیست بلکه نگرشهای تربیتی است که به رغم وجود پارهای شواهد مخالف، در عمل به شدت از آن حمایت میشود. از دیگر دلایل طرفداران تکرار پایه این است که وجود مردودی عامل انگیزش قوی برای پیشرفت تحصیلی است. آن ها اعتقاد دارند که نگاه داشتن دانشآموز در یک پایه پیامی برای دانشآموزان ضعیف به همراه دارد که مضمونش این است که مدرسه تحمل کم کاری و ضعف در عملکرد تحصیلی را ندارد. این پیام پنهان باعث میشود که دانشآموزان کم کار، به طور جدیتر خود را برای پایه بالاتر آماده کنند. از طرف دیگر تکرار پایه وجود نداشته باشد. معلمان انگیزش برای رساندن بچه ها به اهداف مورد نظر، برنامه نخواهد داشت. در واقع، به اعتقاد اینان، نظام پاداش و انگیزش در محیطهای آموزشی با وجود سیاست تکرار پایه قوت و قدرت خواهد داشت. در ضمن با افزایش انگیزش یادگیری دانشآموزان در رسیدن به انتظارهای آموزشی، کارایی بیرونی نظام آموزشی افزایش مییابد و افزایش کارایی بیرونی باعث میشود هزینه سنگینی که جامعه و خانواده در آموزش و پرورش صرف کردهاست، بازده مطلوب داشته باشد. اما با وجود دلایل زیاد طرفدارارن شیوه تکرار پایه، این الگو از همان آغاز با نگاهی تردید آمیز به نتیجه بخش بودن آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ثوراندایک در سال ۱۹۰۸ تحقیقاتی درباره تکرار پایه داشته و در مطالعات خود بین تکرار پایه و ترک تحصیل رابطه یافته است[۱۵] در سالهای ۱۹۳۰ پژوهشگران گزارش دادند که تکرار پایه تاثیر منفی بر پیشرفت تحصیلی دارد (www . ncrel , org). اتو[۱۶] در سال ۱۹۵۱ خاطر نشان کرده که تکرار پایه هیچ ارزش تربیتی ندارد و آنچه دانشآموزان مردود شده در تکرار پایه به دست میآورند بسیار کمتر از آن چیزی است که دانشآموزان ارتقا یافته کسب کردهاند. (در سطح برابر). بررسی ۶۶ مقاله که طی سالهای ۲۰۰۰-۱۹۶۰ درباره تکرار پایه نوشته شده است. نشان میدهد که در ۶۵ مقاله از تکرار پایه حمایت نشده است. (owings, kaplan, 2001) .
حتی پژوهشگرانی که تاثیر مثبت در تکرار پایه یافتهاند نشان دادهاند که مزایای تکرار پایه سال به سال کمتر میشود و به طوری که تا سال سوم بعد از مردودی اثرهای سودمند از بین میرود. (Cunnighan, Tompson, ?).
تئوریهای برای تبیین و دلایل ضعف عملکرد تحصیلی کودکان ارائه شده است که عبارتند از: ضعفهای فردی، خانواده، ناکارآمدی مدرسه و تفاوت فرهنگی، در میان این چهار تئوری، تنها تئوری نخست، فرد را عامل اصلی شکست میداند ولی باید گفته شود که ضعف عملکرد دانشآموز نتیجه و حاصل ضعف در عناصر زیادی در نظام آموزشی خانواده و جامعه است و نقش دانشآموز در این میان بسیار کم و ناچیز است. این واقعیت در دوره آموزشی عمومی و پایه های اول آن اشکار تر است. زیرا کودک به نتایج و تبعات تحصیل خود آگاهی ندارد . بدین ترتیب، افت تحصیلی بیشتر ناشی از قصور نظام آموزشی و قصور جامعه است تا قصور فردی، «یونسکو هم در تحصیل عوامل افت تحصیلی، ۱۶ عامل را شناسایی کرده که در هیچ یک، فرد عامل اصلی شناخته نشده است.» (دفتر پژوهش نظامهای آموزش جهانی،۱۳۶۵)
فرم در حال بارگذاری ...
[پنجشنبه 1401-09-24] [ 09:02:00 ب.ظ ]
|